الیناالینا، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 10 روز سن داره

خاطرات الینا فرشته ی آسمونی

تابستان 1402

اینم از طرز غذا خوردن الیناخانم با اشتهای فراوان

امروز برف اومده هوا هم خیلی سرد شده برات عزیز دلم بلغور شیر درست کردم دوست داشتی اینم از طرز غذا خوردن شما   این هم از ظرف غذا بعد از خوردن     نوش جانت خوشگل مامان ...
12 بهمن 1392

بریم بازی 2

چون از بازی قبلی خوشت نیومد یه ایده جدید دادم که شکمم دخالت داشته باشه برای همین چند تا لیمو شیرین اوردم دادم دستت شما گذاشتی داخل حلقه ها از این بازی خوشت اومده بود . ...
9 بهمن 1392

بریم بازی 1

البته تا حالا با هم زیاد بازی کردیم اما اولین بازی که رسمی بوده و میخواستم عکسشو برات بزارم داخل وبلاگ این بود که با یه سری حلقه باهم برات پارکینگ ماشین درست کردیم اما مثل اینکه شما زیاد ازش خوشت نیومد . ...
9 بهمن 1392

سفر به مشهد و زیارت امام رضا

به مناسبت یازدهمین ماهگرد از زندگی شما گل زندگیمون بابا جون مرخصی گرفت و با هم رفتیم زیارت امام رضا (ع) شماخیلی ذوق زده شده بودی برای اولین بار با پاهای کوچولوت چند قدمی برداشتی.یه سره لوسترهای داخل حرمو نشون میدادی.ابهت و بزرگی حرم شگفت زدت کرده بود.همیشه سالم و شاد باشی قند عسلم   ...
9 بهمن 1392

مسافرت تهران

اولین مسافرت به تهران و اولین قطار سواری دختر. من و شما و باباجون به اتفاق بابا بزرگ و مامان بزرگ و آقاسجاد راهی سفر شدیم.حسابی با سجاد دوست شده بودی صداش میزدی اجاد...اجاد... قطار برات تازگی داشت بازی میکردی ذوق میکردی کمی که گذشت نق نق هات شروع شد برات خسته کننده بود.آخه جا برای شیطنت بازیهای شما کم بودبه تهران رسیدیم بارون نم نم میبارید هوای خوبی بود.شب کمی سرد شد یه کوچولوسرماخوردی.مکانهای جدید برات تازگی داشت به سرعت سه روز گذشت و دوباره باید سوارقطار میشدی اما از راه برگشت کمتر اذیت کردی دیگه عادت کرده بودی سفر خوبی داشتیم   اینم از جای مخصوص برای الینا خانم داخل کوپه     ...
9 بهمن 1392