الیناالینا، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 10 روز سن داره

خاطرات الینا فرشته ی آسمونی

تابستان 1402

بریم بازی 3

باباجون یه سری قطعه چوب برای بازی کردن برات آورده مامانم تصمیم گرفت بشورتشون باهاش یه بازی بسازیم یه جاده ساختیم از داخلش ماشین رفت و آمد میکرد یه قرقره ی چوبی و یه سری چوب که به عنوان درخت ازشون استفاده میکردیم یه برج چوبی با هم ساختیم شما هم یه درخت برداشتی گذاشتی بالاش   ...
29 بهمن 1392

بدون عنوان

اولین نقاشی الینا مامان برات رنگ خوراکی درست کرده و گذاشته جلوت که خودت مستقل نقاشی کنی اینم از اثر هنرمندانه ی شما گل مامان         اینم از قسمت خوشمزه نقاشی     ...
29 بهمن 1392

خرابکاریهای الینا

خرابکاریهای خانم خانوما دیگه شروع شده چند روز قبل یه لیوان و انداخت شکست امروزم آباژور خودشم خیلی ترسید از به هم ریزی کابینتا که دیگه چی بگم روزی چندین بار تمام وسیله های کابینتا رو زمین پخشه و کی باید جمع کنه خوب معلومه ماماااااااااااااااااان البته مامانم یه فکرایی کرده در تمام کابینتارو کش بسته دیگه دخترک نمیتونه دراشو باز کنه فقط در یکی از کابینتارو کش نبستم تا وقت پخت غذا وشستشوی ظرفا دخترک خودشو مشغول کنه  
20 بهمن 1392

بدون عنوان

دخمل گلم داری حسابی رشد میکنیو بزرگ میشی امروز که دقیقا 11 ماه و 9 روزته بدون کمک از هیچ وسیله ای بدون کمک مامانو بابایی خودت به تنهایی از زمین بلند شدی
15 بهمن 1392

آشپزی برا نی نی

 امروز برات سوپ سبزیجات درست کردم بیشتر غذاهایی که برات میپزم خوشگلم همش من درآوردیه مثلا امروز نخود فرنگیو لوبیا سبزو گوجه فرنگیو سیبزمینیو پیازو گشنیز جعفری و شوید به علاوه روغن زیتون مواد لازم جهت تهیه ی این سوپ بود امیدوارم دوست داشته باشی
15 بهمن 1392